جوانه زدن های بهار کشور من

می گويند وقتی نم نمی باران می بارد و صدای پرندگان در کوچه طنين می اندازد،  وقتی شتر ها در خيابان های بزرگ و دود گرفته شهر، کود به باغها می آورند،‌ و "پيت پيت پنبه زن" ها بساطشان را در کوچه های سبز پهن می کنند، وقتی چای فروش های پير و جوان در بازار شهر، گرمی چای تازه شان را فرياد می زنند و نمکی ها با صدای يکنواخت و زنگ دارشان که در تمام کوچه می پيچد نان خشک درخواست می کنند.

زمانی که زن وسواس همسايه و حاج آقايی که بنز سپيد رنگ دارد دست در دست يکديگر می دهند تا خيابان را با شلنگهای بلندشان بشويند، و هرگز به اين فکر نمی کنند که کمبود آب خيلی مهم تر از اين حرفهاست. زمانی که آن مردان در وانت های خاکستری، با بلندگوهای يکرنگ، خريداريِ مس، آهن، چدن، دشکهای خوش خواب و کولر های گازی را به جهانيان فرياد می زنند.

زمانی که حاج علی، گل فروش آن سوی خيابان،‌زيباترين سُنبل های شهر را پشت شيشه مغازه اش می گذارد و صبحگاه از کنار گل فروشی اش بوی علف تازه می آيد.

زمانی که درختان روبه روی پنجره خانه مان جوانه های سبز زده اند و قناری هايم بلندترين آوازشان را سر می دهند.

زمانی که نانوايی هميشگی خيابان ما، نان لواشهايی تازه تر از هميشه می پزد و بوی نان داغ، صبح از خواب بيدارت می کند.

زمانی که آن درويش که از زمان کودکی من زير پنجره ها راه  می رفت و شعر می خواند، باز هم می آيد و شعر می خواند.

زمانی که پارک کوروش، خيابان سيد خندان پر می شود از صدای خنده های بازنشستگانی که هر هفته جمعه ها در پارک شطرنج بازی می کنند و از گذشته ها می گويند.

آن زمان که همه در انتظار شنيدن يک صدا، ساعتها روبه روی جعبه جادو می نشينند.

زمانی که در يک لحظه همه چيز عوض می شود. و گذشته های زشت به دست فراموشی سپرده می شوند و همه چيز ناگاه زيباتر جلوه می کند.

آن زمان است که می گويند...بهار آمده است.

***

اينجا بهار به شيوه خاص خودش می آيد و از اين همه صدا و احساس خبری نيست. حالا، اينجا می شود فهميد بوی بهار يعنی چه.

نوروزی ديگر آمد. و بر همه تان، هرکجا که هستيد، مبارک. امسال هم نيايشی می نويسم تا اين بار، هر کجا که هستيم با هم بخوانيمش. و بخواهيم که روزی همه دست يکديگر را محکم بفشاريم و تمام احساس و شادی مان را با جهانيان قسمت کنيم. آن روز، تمام روزهای زشت را به دست باد خواهيم سپرد.

 

- خوشا به روزگار من ای اهوره مزدا.

- خوشا به روزگار شما اين آبها، ای گياهان.

- خوشا به روزگار تو ای دين مزدا پرستی.

- خوشا به روزگار شما ای کشورها.

(اوستا. تيريشت، کرده ششم/۲۹)

 

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Mostafa jun

باباخيلی جالب بود ولی بره هر کسی قابل درک نيست فکر کنم اگه يکم از حالت فلسفی در بياد عالی ميشه هر وقتup date کردين off line بزنيد لطفا achille_eg , yahoo byeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee

sepehr

سلام ... دلم برات تنگ شده بود ... خوبی ؟ ... عيدت مبارک ...خيل عيدت مبارک ... خيلی خيلی مبارک ( کف کرد دهنم ) ....

azhdari

کهن ديارا،ديار يارا، دل ا زتو کندم ، ولی ندانم که گر گريزم ،کجا گريزم وگربمانم کجا بمانم! يادی از نادرپور. وبلاگ زيبائی داری سال نو مبارکت باد :بیژن از آلمان

Man

Norooz mobarak,sale khoobi dashte bashi,harja ke hasti,zartosht rahnamayat bashad.

sepehr

سلام ... سال نو مبارک ... نميدونم غربت بی معرفتت کرده يا ما چشم بسيرت نداريم ؟ ... به هر حال قديما که اين طوری نبودی ... خوبی ؟ ... متن قشنگی نوشتی ... خدانگهدار

بامداد

سلام ماری يک سال ديگه هم گذشت و سال جديد از راه رسيد ولی بدون آبو تاب هميشگي اش و انگار نه انگار که عيدی در کار است و سال نو. و باز ما مانديم و سالی ديگر و مردمانی حالا ديگر مانده در سکوت. نه از بوی نان خبری هست و نه ديگر به شوق عيدی گرفتن توی دلمان قند آب ميشود .

سپهر اردلان

استاد عيدتان مبارک.اميدوارم سال خوبی داشته باشيد و هميشه نوشته هايتان پابرجا باشد تا ما را زنده نگه دارد.ارزو مندم در سالهای اينده در ايران باشيد تا همه از حضورتان استفاده کنيم. ارادتمند شما-سپهر اردلان

zorba

سلام دوست عزيز.... از اخرين باری که اومده بودم توی بلاگتون خيلی وقته که ميگذره.... خوشحالم که هنوز داره اپدیت میشه.... روزگارتون پر رونق و ايان به کام...

mojtaba

من درباره محتوی نظر نمی دم بلکه می خوام يه پيشنهاد دوستانه بکنم. از فونت بزرگ تر و بهتری استفاده کن. مرسی

واراند موسسيان

خانم مهرمند، نوروز شما بارها و بارها مبارک.برای شما چندین آرزو دارم.اميدوارم به هر چه می خواهيد برسيد که تمام ايرانيان خارج از کشور را با نوشته هايتان به فضای وطن می بريد.شايد هيچ کس متوجه نشود که دوری از کشور چقدر سخت است تا زمانی که اين رنج را برده باشد.ما به شخصيتی مثل شما نياز داريم تا خلوت خود را پر کنيم و لحظه ای از زندگی لذت ببريم.هر چيز بگويم کافی نيست.آرزومندم تا روزی همه در سرزمينی باشيم که به آن تعلق داريم.