چوب لباسی

چوب لباسی غمگين بود چون نمی خواست چوب لباسی باشد. هر روز با خدا نجوا می کرد و از او می پرسيد: چرا من چوب لباسی هستم؟ تا کی بايد لباسها و کت های سنگين مردم را روی دوشم نگه دارم؟ من می خواهم درخت باشم. يک درخت بزرگ.

چوب لباسی می خواست يک درخت بزرگ باشد. چون از اينکه لباسهای مردم را نگه می داشت خسته شده بود. و خداوند آرزويش را برآورده کرد. حالا چوب لباسی يک درخت بزرگ بود. نفس کشيد و برگهايش را رقصاند. عابری از کنارش گذشت. کتش را به درخت آويزان کرد و به تنه آن تکيه داد.

/ 9 نظر / 14 بازدید
فرزاد

سلام وبلاگ حيلي باحالي داري ولي حيف که از عکس استفاده نکردي آخه يه عکس مي تونه يه دنيا مفهوم رو برسونه . درسته که اين کار تو پرشين بلاگ سخته ولي من يه راه حل برات دارم کافيه به آدرس URL مراجعه کني و طبق راهنمايي اونجا عمل کنط اگه مشکلي داشتي بهم ميل بزن اگرم موفق شدی يه ميل بهم بزني ممنون ميشم.فعلا قربانت

clink

weblogetoon ro be liste weblog ha ezafe konin:http://srosh.com/clink/signup/index.ph

clink

weblogetoon ro be liste weblog ha ezafe konin:http://srosh.com/clink/signup/index.ph

clink

weblogetoon ro be liste weblog ha ezafe konin:http://srosh.com/clink/signup/index.ph

clink

weblogetoon ro be liste weblog ha ezafe konin:http://srosh.com/clink/signup/index.ph

clink

weblogetoon ro be liste weblog ha ezafe konin:http://srosh.com/clink/signup/index.ph

clink

وبلاگتون رو به ليست وبلاگها اضافه کنين:http://srosh.com/clink/index.php

فرزان ( گفتم همین ، گفتی همین )

سلام ،‌ ماری تو هم مثل من از این کامنت ها عصبانی میشی؟ کامنت هائی که میاند و میگن ...به خونه ام سربزن...وبلاگ قشنگی داری! .... شعر خوبی بود.... از این قبیل حرفا ...اونا دنبال چی هستند ....اصلا چرا من دارم اینا رو برای تو میگم نمی دونم؟!!!

فرزان ( گفتم همین ، گفتی همین )

قشنگ بود به نوعی میشد سکونت و کاربرد رو از نوشتت خوند‌،‌هدف از این نوشته میتونه خیلی چیزها باشه و باید به فلسفه پناه برد و هر کس از دید فلسفی تفسیری بکنه نه؟ من یا بهتر بگم به نظر من ...وقتی قرار باشه از دو چیز به عنوان تکیه گاه استفاده کرد و یه جور استفاده برد فرقی با هم ندارند هرچند که درخت بودن با چوب لباسی بودن واقعا فرق دارد!....نوشته ات به من میگوید آدم ها هیچوقت به آرزویشان نمیرسند خدا کند که من اشتباه تفسیر کرده باشم !