« تا به مقصد نرسم، گام بر ميدارم. »

امشبم را به مرحوم پرويز شاپور اختصاص می دهم.

شاپور اولين بار در تحريريه مجله توفيق، با کيومرث صابری (گل آقای خودمان!) آشنا شد و آن طور که آقای صابری می گويد، شاپور اهل سياست نبود.

در ابتدا، نوشته های شاپور، نام و آوازه ای نداشت و بيشتر با نام «جمله» شناخته شده بود. تا زمانی که مرحوم احمد شاملو در تير ماه ۱۳۴۶ تعدادی از اين جملات شاپور را در مجله «خوشه» و با عنوان کاريکلماتور، يعنی کاريکاتوری که با کلمات بيان می شود چاپ کرد. و نوشته های شاپور با اين عنوان تازه، ظهور کرد.

سالها بعد، در پی آن افتادند تا کاريکلماتورهای شاپور را به صورت شعر چاپ کنند. بدين ترتيب بود که کاريکلماتورهای او، با کمی تغيير، وزن پيدا کردند:

چراغی در دور دست

روشنايی را نجوا می کند

از شاپور طرحهای بسياری به يادگار مانده که عناصر اصلی آنها، گربه، سنجاق قفلی، ماهی، چوب لباسی و گاهی اوقات عينک است.

در سال ۱۳۵۰ و در ميان هيات تحريريه مجله توفيق، در دفتر مجله توفيق (خيابان استانبول) عکسی گرفته شده که در آن محمد صادق تفکری (که با نام مستعار تفکری پر چانه در توفيق می نوشت)،‌ حسين، حسن و عباس توفيق، کيومرث صابری، پرويز شاپور و ديگر اعضای مجله توفيق در آن حظور دارند. اين عکس، نشان گر اين است که زمانه، چقدر آدمها را عوض می کند. و حتی کسانی را از ما می گيرد که صحبت کردن راجع به آنها ما را غمگين می کند. شاپور مردی بود که تمام زندگيش را در کنار گلها و گياهانش گذراند، با آنها زندگی کرد و از آنها نوشت. وی، پانزدهم مرداد ماه سال ۱۳۷۸ از در خروجی زندگی، خارج شد و ما را با نوشته های ماندگارش تنها گذاشت.

گزيده ای از نوشته های شاپور:

  • همزمان با پيدا کردنت،‌خودم را گم کردم.
  • در نيستی،‌ غم هستی را نمی خوريم چه بهتر که در هستی هم غم نيستی را نخوريم.
  • گربه گرسنه در سراب هم ماهی می بيند.
  • سايه، فتوکپی بدون ريشه درخت است.
  • عمر گل کفاف نداد شبنم روی گلبرگهايش بنشيند.

                                                              ****

آبان ماه ۱۳۷۳. دفتر مجله گل آقا:

از شاپور پرسيدند چرا عصايت را روی زمين نمی گذاری، گفت: ديروز آن را تعمير کردم، ديگر احتياجی ندارد به من تکيه دهد.

/ 4 نظر / 6 بازدید
meisam

اول... زيبا بود با اطلا عاتي خوب...

بهرام

سلام مطلب خیلی خوب وجالبی بود . همین طور ساير مطالب قبلی . اگر مطالبتان به روز شد به من هم خبر دهيد !!! شادزی مهر افزون.

allameh guy

وبلاگت باحاله! ممنون از کامنتت! بازم به ما سر بزن!

afshan

يادمون نره که پرويز شاپور يه مدتی شوهر فروغ فرخزاد هم بود.