بم، ساخته می شود اما...

تصوير مردی که با چهره ای غمگين روی کوهی از خاک، آجر و چوب ايستاده مرا بر آن داشت که بار ديگر درباره اين فاجعه...بنويسم.

زير خروارها خشت، زير آن کوه خاک، خاکی که اکنون مردان و زنان دردمندی بر آن قدم می گذارند، معلوم نيست چندين زن و مرد و کودک ديگر آرميده اند. معلوم نيست چندين کودک زير خاک تمنای ياری دارند. اما آنها راه می روند. روی خاکی که هزاران نفر زير آن دفن شده اند. روی خاکی که هنوز مردانی زنده اند و زنانی، کمک می خواهند.معلوم نيست چندين انسان هنوز زير آوار مانده و نفس می کشند. ولی آنها باز هم راه می روند. بی آنکه بدانند کودکی، چند قدم آن طرف تر، زير خاک مدفون شده ولی نفس می کشد و کمک می خواهد.

در شهر بم، ديگر سقفی نمانده...

بم، ساخته می شود اما...به روی همين مردان، زنان و کودکانی که شايد تا ساعتی پيش زنده بودند. بم، ساخته می شود اما ديگر چه کسی می تواند بر روی آن خاک قدم نهد؟ روی خاکی که می داند چندين هزار نفر، ناجوانمردانه مدفون شده اند. آری، زمين ناجوانمردانه هزاران نفر را در کام خود فرو برد. و اکنون زنی، زير خاک ناله می کند و کمک می خواهد. ولی کسی يارای او نيست. کسی صدای او را نمی شنود.

تو اکنون به آن زن فکر کن. به مردی که زمين را می خراشد تا شايد تکه پارچه ای از پيراهن مادرش  پيدا کند. تو اکنون به آن کودک فکر کن.

به معصوميت کودکی که هرگز زاده نشد...

/ 3 نظر / 16 بازدید
parviz

Mary salaam, I read your writings. I am like everybody else very sad about this disaster. Today there is a program in one of the Iranian radio here to raise money for Red Cross. Everybody is talking about this tragic disaster. The way I deal with this is that I think there is a message behind every painful experience, and the pain will continue just until the time we find what that message is. And of course, each person will find his own message. I wish you patience

Navid

بم، ساخته می شود اما...

Ali Pahlevan

سلام. مرسی عزيزم از وبلاگ خوبت که آدرس دادی. می بينمت. شاد باشی.