برای باران حیدری

باران من

روزی بزرگ خواهی شد و این نامه را با سواد خود خواهی خواند. سوادی که الفبایش را از جیره خواران پلیدی که برای خود سازمان ساخته اند تا تو را "آموزش و پرورش" دهند می آموزی. همان کسانی که سالها کارشان این است تا هویت را از تو بگیرند. و تو روزی بزرگ خواهی شد, و با سواد خود که تو را از همه آدمیت تمیز می دهد این نامه را خواهی خواند. در میان کاغذهای بی ارزش, داستانها خواهی یافت و از زبان همسایه های بی کار قصه ها خواهی شندید. آن روز با زبانی که از مادر زیبایت, و با دانشی که از پدر قدرتمند ات آموخته ای خواهی گفت که "آن روزها من کودکی بودم..."

کودکی ات را در خیابان های غم انگیز شهر, دیوارهای کهنه و لبریز از شعار, در میان آلودگی زمین و آسمان, لابه لای عکس های عاشقانه ای که پدرت چشمهای تو را ثبت می کرد خواهی یافت و آن روز هنرمندانه چهره تیره این دیار را با دستهای توانگرت نقاشی خواهی کرد. آن وقت به این روزها نگاه کرده...با صدایی رسا, سربلند خواهی گفت که "آن روزها من کودکی بودم..."

باران من,

روزی بزرگ خواهی شد و این نامه را با سواد خود خواهی خواند. آن روز عاشق شده ای. عاشق خاکی که از لگدمال شدن دشمن داخلی خسته شده است. عاشق خاکی که دلباخته کودکانی چون توست, عاشق خاک کهنه ای که ریشه درختان سوخته اش هنوز هم به زمین چسبیده است. عاشق دیوارهای زخم خورده و چهره زشت و پوسیده مردانی که تو را می بینند. و آن وقت به رد سیاه زغال روی خانه های آجری نگاهی انداخته, به خود خواهی گفت که "این زندگی من است."

 آری باران من, این خاک توست. روزی بزرگ خواهی شد و پاسخ همه چراهایی که در دل "نسیبه" هست شاید دستگیرت شود. آن روز به او برای صبرش افتخار خواهی کرد. و هر چه در چشمهای زیبایت اشک حلقه زند, شاید جوابی برای پرسش مشترک همه مردمان این سرزمین هنوز هم وجود نداشته باشد. ولی باران من, روزی بزرگ خواهی شد, و آن روز پدرت از آزادی برایت خواهد گفت, مادرت از دعاهای شبانه داستانها خواهد داشت و تو آن روز می فهمی که روزگاری زندان جای آدمهای بد نبود. آن روز, وقتی بزرگ شدی می شنوی که روزگاری در سرزمین تو, زندان چیزی به جز خانه دوم آدمهای نیک, راستگو و مهربان نبود. آن وقت پدرت از آزادی خواهد گفت, و همه چیز برایت معنایی تازه پیدا خواهد کرد. آن وقت به این پرده تاریک تاریخ کشورت نگاهی انداخته, خواهی گفت که "آن روزها من کودکی بودم..."

 باران من,

هنگام جنگ, من کودکی بودم. این جنگ توست. این روزهای دلگیر, این شبهای بی پایان, این پیاده روهای پر از برگ های خشکیده, تمام این آب و خاک و خون...تمام این آسمان آلوده از آن توست. باران من, این جنگ از آن توست.

روزی بزرگ خواهی شد. آن روز پدرت امنیت را برایت تعریف می کند و مادرت از تلخ ترین ثانیه عمرش برایت قصه ها خواهد گفت. آن وقت معنی آن بعد از ظهر را که تصویر مرد میانسال چشم سیاه را با دستهای کوچکت بالا گرفتی و خندیدی خوب می فهمی.

آن روز می خواهم صورتت را ببینم. آن روز که با سواد خود نامه ام را خواندی می خواهم چشمهایت را با عکسی که امروز از تو به دیوار خانه ام آویزان است مقایسه کنم. می خواهم از امروزمان برایت بگویم. و اینکه پدرت یکی از مهربان ترین و معصوم ترین مردانی است که تا به امروز شناخته ام.

می خواهم تمام این روزها اصلآ در ذهن پاک تو ثبت نشود و تنها به یادت بماند که روزگاری در این خاک حرف زدن هم جرم بود. روزی بزرگ خواهی شد. آن روز شاید تلخی روزهای امروز به نتیجه ای برسد.

آن روز شاید از این همه سیاهی هیچ به جز روایت مردان و زنان آزاده باقی نمانده باشد. آن وقت به تصویر مُردگان امروز نگاه کرده، قصه همه کسانی را می خوانی که امروز از پدرت می نویسند. آن لحظه با افتخار، با صدایی رسا، سربلند خواهی گفت که "آن روزها من کودکی بودم..."

***

- به آرزوی آزادی هادی حیدری، مردی که اردیبهشت هفت سال پیش مرا برادر شد.

/ 6 نظر / 35 بازدید
نگار

(اگر شاغل هم هستید این کار میتواند شغل دوم شما محسوب شود) " امروز درآمد كسب كنید و فردا به رویاهایتان تحقق بخشید " با محصولات اوریف لیم سوئد.......برای کسب اطلاعات بیشتر به ما سر بزنید .منتظرتونیم

اولدوز

به آرزوی بهترین‌‌ها، سربلندی، حرمت و آزادگی تمام کودکان امروز و جوانان فردا.به آرزوی آزادی انسان باهرنام و درهرجایی!

مهدی

سلام دوست عزیز ... وبلاگ زیبا و پر محتوایی داری از مطالبش استفاده کردم ... بازم میام تو وبت . اگه خواستی به منم یه سر بزن میدونم که خوشت میاد . پس منتظرتم ... نظر یادت نره هااااااااااااااااااااااااا

روح الله فاضلی

ماری جان امیدوارم هادی شما هم به همراه همه آدمهای بی گناه دیگه که در زندان افتاده اند به زودی آزاد بشه. نامه ات مرا هم به گریه انداخت.

احمد فلاح

سلام دوست عزیزم آرزو دارم از لحظات زندگیت بهترین استفاده رو بکنی و روزهای پرباری را در پیش رو داشته باشید . اگه به مطالب روانشناسی علاقه داری در وبلاگ زیر منتظر حضور و نظرقشنگتون هستم – با آرزوی بهترین ها برایتان - احمد فلاح www.affa110.blogfa.com