بم...

       
  بم مدفون شد
 
 
 
يک جمله.
و همين يک جمله به قدری غمگينمان کرد که سخن گفتن را برايم سخت ميکند.
در اين تهران که من به دنيا آمده ام، همه چيز سياه است. ديشب، همه جا خلوت بود و غم را در چهره هر انسان می شد ديد.
بعد از اين ماجرا، خجالت می کشم که سقف بالای سرم است. خجالت می کشم وقتی غذا می خورم و خجالت می کشم که می گويم هوای خانه زيادی گرم است...
ديشب، مردم بم، شب را در سرمای ۹ درجه زير صفر در حالی گذراندند که از خانه شان چيزی جز خاک نمانده بود.
و اين تنها تلنگری است که انسانها را بيدار می کند.
در اين زندگی کوتاه، جنگ می کنند، مرز می بندند و به هم تنفر می ورزند. و جالب اينجاست که هيچ کدام نمی دانند تا فردا زنده می مانند يا نه.
اين فاجعه نه تنها ايران، بلکه تمام جهان را لرزاند. و تخريب ارگ بم، بزرگترين فاجعه ميراث فرهنگی جهان به شمار می رود. ارگ بم، بنايی دو هزارساله بود که با وجود گذشت ساليان، همچنان قدرت و بزرگی خود را حفظ کرده بود. ارگ بم، خاطرات لحظه لحظه پادشاهان قدرتمند اين کشور را تداعی می کرد و اکنون، اين بنای بزرگ تاريخ، تبديل به تلی از خاک شده.
اين نوشته را به احترام تمام آنان که تا ديروز بودند، و اکنون نيستند، سياه می نويسم.
 
...روحشان شاد.
/ 7 نظر / 9 بازدید
shervin

ساليان متمادي ستارگان از آسمان شاهد مردماني بودند که بر روي زمين و در کوير در کنار هم جمع مي شوند و به آنها چشم مي دوزند . ولي اين 2 شب که ستارگان به زمين چشم مي دوزند چه مي بينند ؟ ؟ ؟ به واقع تاب تحمل صحنه هايي را که مي بينند دارند ؟ ؟ ؟

علی

سلام.ابتکار عمل جالب داشتيد که شماره حسابها را در بلاگتان گذاشتيد(مطلب پايينی را ميگويم)آری به راستی سخت است.مطلبی در وبلگم در اين رابطه نوشته ام.وقت کردی بيا و بخوان. بدرود.

پژو

سلام.من هم به نوبه خودم اين فاجعه را به شما تسليت عرض ميکنم.راستی ممنون که به من سری زدی در ضمن مطالب آموزنده ای تو وبلاگت نوشته بودی.موفق باشي

afshan

من نمی تونم احساساتمو تو جمله ها بيارم ولی می دونم که دارم منفجر ميشم دلم می خواست می رفتم بم و با دستای خودم به مردم کمک ميکردم شايد اونخوری اروم ميشدم.دلم نمی خواد بشينم اينجا و براشوم پول بفرستم.چيزی که الان اونا احتياج دارن محبته چيزی که احتياج دارن زندگيه ولی من حتی نمی تونم بهشون خون بدم.خيلی بده که ادم احساس کنه به هيچ دردی نمی خوره.می دونم حرفام بی ربطن ولی منو اروم تر ميکنن.اما هنوز يه چيزی هست که خيلی ناراحتم می کنه:من هيچ وقت ارگ بمو نديده بودم و ديگه هرگز نمی تونم ببينم کی می تونه اينجا به من کمک کنه؟

Navid

ايول! يه تشکری از افشان بکن! خيلی معروفت کرد! حالا ميتونی يه نويسنده ی کشف شده باشی!:P

Moeen. A

سلام شايد اين موضوع قم انگيز باشه ولی می تونه يک هشدار هم باشه. امروز روز سومه و هنوز افرادی از زير آوار زنده بيرون اومدن يعنی ۲ شب رو در اون سرما بدون هيچ چيز اون هم زير آوار تحمل کنند ؟ اين يعنی اينکه ما حتی نتونستيم تمام افراد رو هنوز از زير آوار بيرون بياريم و ممکنه امروز افرادی زير آوار باشند که اگر از زير آوار بيرون نيان آخرين روز عمرشون رو داشته باشن! ولی چرا يک هشدار ؟؟؟ اگر تهران زلزله بياد چی ميشه ؟ راستی خيلی خوب می‌نويسيد !