فلسفه ناسزاها در تاريخ (۱)

ناسزاهای بسياری روزانه توسط افراد به کار برده می شوند. بسياری از ناسزاها هستند که خيلی از افراد به گفتن آن عادت کرده اند ولی معنای درست آن را نمی دانند. جالب است بدانيد که هر کدام از اين ناسزاها، جايگاهی در تاريخ گذشته داشته و بدين صورت وارد زبان ما شده که اکنون از آنها استفاده می شود.

نگاهی بر ايران در زمان صفويان:

تشکيل دولت صفوی در آغاز قرن دهم هجری قمری (قرن شانزدهم ميلادی)  از نظر بسياری از مورخان و پژوهشگران، رويدادی مهم و تعيين کننده در تاريخ ايران به شمار ميرود. زيرا اوضاع ايران پس از اين رويداد نسبت به قبل از آن تغيير قابل توجهی کرد.

پس از سلطه مغولان، دگرگونی هايی در ايرن ايجاد شد. از جمله اين دگرگونی ها، رواج صوفی گری و فعاليت صوفيان بود. يکی از پايگاه های مهم فعاليت صوفيان شهر اردبيل بود. اين شهر در قرون هشتم و نهم هجری قمری پايگاه گروهی از صوفيان بود که در خانقاه، گرد رهبر خود، شيخ صفی الدين جمع شده بودند. شيخ صفی الدين به تدريج شهرت و نفوذ زيادی بدست آورد و هر روز به تعداد هوادارانش افزوده می شد. تا جايی که مغولان متوجه خانقاه اردبيل شدند و  از خانقاه برای بهره و نفوذ سياسی خود استفاده کردند. پس از مرگ شيخ صفی الدين، فرزندش شيخ صدر الدين جانشين او شد. وی مسجدی در اردبيل ساخت که بعدها به آرامگاه صفوی تبديل شد. شيخ صدر الدين توانست خانقاه اردبيل را گسترش دهد و بر شمار هوادارانش اضافه کند.

پس از مرگ شيخ صدر الدين، شيخ جنيد و پس از او، شيخ حيدر به روند دست يابی به قدرت سرعت بخشيد. شيخ حيدر، فرزند جنيد، مانند پدرش به تربيت جنگی هوادارانش ادامه داد و سرانجام در نبرد با شروانشاهان کشته شد. (شروان محلی در جمهوری آذربايجان است که در آن زمان از قلمرو ايران بود.)  در عهد جنيد و حيدر، صفويان کم کم شمشير به دست گرفتند. شيخ حيدر برای متمايز کردن هوادارانش با ديگران، دستور داد که همه آنها کلاه سرخ رنگ بر سر بگذارند. به همين جهت آنها را قزلباش (سرخ سر) می ناميدند.

قزلباش ها مردان خشونت طلبی بودند که در دوران خود جنايت های مخوفی کردند. از جمله آنها ميتوان به جنگ سنی کشی اشاره کرد. قزلباش ها که همه از شيعيان متعصبی بودند، به قتل عام سنی ها می پرداختند. ولی جنايت های آنها با این جنگ پايان نيافت. قتل عام مردم شهر، که بر اثر آن عده زيادی از مردم، با بدترين شيوه به قتل رسيدند نيز يکی ديگر از جنايتهای اين گروه بود.

در آن زمان، قزلباش ها مردمان، از جمله پدران خانواده ها را در برابر ديده همسر و فرزندانشان در آتش می سوزاندند. در اين مرحله بود که ترکيب پدر سوخته وارد فرهنگ اصطلاحات مردم شد. قزلباش ها در مقابل اعتراضات مردم، تهديد به بيرون آوردن پدرها و يا همسرهايشان از گور می کردند. در اين مرحله بود که ترکيب پدرتو در ميارم وارد فرهنگ اصطلاحات مردم شد. پدرتو در ميارم، يک تهديد و در عين حال يک سخن دردناک برای خانواده ها بود که امروزه، به عنوان ناسزا از آن استفاده می شود.

اميد است با مطالعه بيشتر در رابطه با ناسزاها و تاريخچه آنها، بتوانيم دليل آنچه که مردمان امروز به زبان می آورند بدانيم.

/ 4 نظر / 8 بازدید
afshan

خيلی خيلی جالب بود و يه تلنگری به من زد که برم و يه کم تاريخ کشورم رو بخونم واقعا خجالت داره که ما حتی نمی دونيم ناسزاهايی که به کار می بريم ريشه اش از کجاست!!

علی

سلام اول باید تشکر کنم که به من سر زدی و شرمنده کردی. دوم باید بگم مطلبت خیلی خيلی جالب و جذاب بود.فقط اگر لطف کنی ماخذش را برام تو بلاگم بگذاری ممنون ميشم. سوم راجع به زلزله بايد بگم که وقتی عملکرد نظام را ميبينيم و اينکه مثلا اينهمه آدم رفتند بم برای کمک اونوقت تلويزيون مياد و چندتا آخوند و بسيجی را نشون ميده و مرتب ميگن سپاه و بسيج به داد مردم رسيدند و... حق بده که بگيم سيايس کاری ميکنن. دلم ميخواست تو بم بودی و نابسامانی را به چشم خود ميديدی و حرص و ولع همين بسيجی ها را برای بالا کشيدن چادرهای خارجی! جالب اينکه جز تعداد محدودی چادر خارجی هيچ کالای خارجی ديگری بين مردم توزيع نشد.جالبتر اينکه تا ۲ روز بعد از زلزله اصلا بيل و کلنگی نبود که با آن آوار را برکنيم. بگذريم. پيروز باشيد.

MASoft

سلام. موضوعات جالبی بود. من خودم تا الان اين موضوعات رو نمی دونستم. در ضمن خيلی خوب می نويسی. يه سوال در مورد اسمتون : ماری يا مری ؟ خوش بگذره !

فرزاد

سلام عزیز . وبلاگت فوق العادست . اگر خواستی به هم لینک یا لوگو بدیم حتما خبرم کن . به ما هم سری بزن