ما، آدمهای اينکاره

ما آدمهای اينکاره آنقدر از "اين" کارها و "آن" کارها کرده ايم که به ما می گويند "اينکاره". ما آدمهای اينکاره صبح ها را به بهانه سرماخوردگی و کمردرد سر کار نمی رويم و در عوض با ديگران خيابان گردی می کنيم و عين خيالمان هم نيست که نيست. ما آدمهای اينکاره آنقدر اينکاره هستيم که  حد و اندازه ندارد، و کسی هم بميرد جرات ندارد به ما بگويد "برو بابا، اينکاره"! چرا که معتقديم "اينکاره" کلآ صفت بدی است و به مردمان محترمی مثل ما نسبت داده نمی شود.

با وجود داغ بودن مسائل هسته ای امروز وارد بحث هسته وجودی واژه اينکاره نمی شوم، چرا که کار ما نيست و کار اساتید هسته شناس و زمين شناس و غيره است. بگذريم که تازگی ها همان طور که من به واژه "جبر" به دلايلی حساسيت پيدا کرده ام و هر زمان کسی از جبر بيرونی و درونی حرف می زند سرما می خورم، خيلی از مردمان شريف ديگر نيز به واژه هسته حساس شده اند و به مقوله درونی و فلسفه نهفته در آن بی توجه اند.

اينجاب آدميزادی را می شناسم، که با وجود علاقه بسياری که به ديوانگی درونی اش دارم، خيلی فکر می کند اينکاره است. آنقدر هم به اينکاره بودن خودش اعتماد دارد که از مغشوشات ذهن به ظاهر اينکاره اش کتاب هم نوشته و با افتخار به دست مردم می دهد. البته اگر از او هسته (بخوانيد: هدف) اصلی کتابش را بپرسی نزديک به پانزده دقيقه روبه رويت می ايستد، دست راستش را روی شکمش گذاشته و با دست چپ به سمت تو اشاره کرده و تا می تواند می خندد.

اينکاره ديگری را می شناسم که فکر می کند در عالم موسيقی خيلی اينکاره است و هنوز دف را نمی تواند با يک دست، راست نگه دارد. معمولآ هم آنقدر دف را بالا می گيرد و بيهوده تکان می دهد که مرا به ياد کارگرهای افغانی که آجر را به بالای ساختمان پرتاب می کنند می اندازد. به هر حال ما آدمهای اينکاره هر کدام به شيوه ای اينکاره هستيم، و اين، اينکارگی خاص هر انسان است که زندگی را جذاب تر از ديروز و پريروز و ماه گذشته می کند. البته خانواده نيز در مسير شکل گيری اينکارگی افراد به هيچ صورت بی تاثير نيست.

برای مثال مادر اينجانب آنقدر اينکاره است که دست هر اينکاره ای را از پشت با طناب گره زده. اين شدت اينکارگی با مثالهايی همچون تنها زن خريدار نان بربری در مرز بازرگان، پياده از مرز ايران خارج شدن، شنا در دريای خزر و رفتن به روسيه، به اضافه، تنها زن مثبت انديش فمينيست روی کره خاکی، کاملآ تاييد می شود. اينکاره بودن خانواده ای که بدون خرج يک قران پسر همسايه را از زير شلاق می کشد بيرون و در زمان انقلاب، بدون پخش يک اعلاميه سياسی می شود، به ما و نسل های ديگر نيز انتقال می يابد. ولی مطمئن نيستم که اين انتقال به طور کل موفقيت آميز خواهد بود يا خير.

به هر حال همه ما وظيفه های انسانی و حيوانی و البته، شيطانی داريم که بايد به آنها جامه عمل بپوشانيم تا لخت نماند و در جامعه نگويند گداست و لباس ندارد، يا لباس نمی پوشد تا جلب توجه کند.

ما آدمهای اينکاره اتوبوس را رنگ می کنيم و جای قناری می فروشيم، آنوقت بيست و هشت ساعت روز را هويج به خورد قناری زردمان می دهيم تا در دراز مدت نارنجی شود و قيمتش برود بالا. آن موقع شايد به جای تور ماهی گيری به قيمت خوبی فروختيمش و پولش را هم رفتيم يک خانه در برلين يا مازندران خريديم.

ما آدمهای اينکاره حق دوستمان که عکاس حرفه ايست خورده ايم و با اعتماد به نفس نشسته ايم در دفتر روزنامه، عکاسی خبری می کنيم. و به دليل اينکه هر چه به سردبير می گوييم: آقا ما اينکاره نيستيم، می گويد بیخود کردی! شکسته نفسی نکن که تو از همه اينکاره تری.

اين طور می شود که آدم می نشيند در دفتر روزنامه و برای اينکه ثابت کند خيلی اينکاره است مطلب و تحليل سياسی می نويسد، آن هم به زبان پارسی، تا حال اين آمريکايی ها را که فکر می کنند خيلی اينکاره اند بگيرد.

اگر بنا بر درصد بندی باشد، پليس ها از همه بيشتر فکر می کنند اينکاره اند، و برای اينکه اينکارگی خود را به جهانيان ثابت کنند چهار ساعت همه را فيلم می کنند و می گويند جلوی دادگاه بمب گذاری شده، بعد هم حالشان گرفته می شود و همه می فهمند بمب گذار از آنها هم اينکاره تر بوده و بمب را جای ديگری کار گذاشته.

دلم برای پليس های اينکاره وطنمان هم تنگ شده، ‌که هر چه فاسد و دزد و اينکاره در جامعه است سوار بنز سياه مدل بالای قفس دار خود می کنند و می برند.

يادم می ايد يک روز پاييزی سه نفر کارگر اينکاره ريختند سر يک نگهبان ساختمان تازه تاسيس و او را به جرم اينکاره بودن به قتل رساندند. بعد هم برای اينکه ثابت کنند اينکاره حرفه ای هستند در روز روشن رفتند گوشه خيابان و راننده پيکانی از قضا نارنجی رنگ را به همراه آوردند، جنازه را سوار کردند و رفتند. دريغا که راننده پيکان خيلی اينکاره تر از اين حرفها بود و فورآ تماس گرفت با اين آدمهای اينکاره که هنوز نفهميدم پليس بود يا نيروی انتظامی يا سپاه پاسداران. و هميشه ذهن شخص مرا مشغول کرده که اين سه قوای اينکاره با هم چه فرقی دارند.  البته تفاوت چه اهميت دارد زمانی که تشابه به اين بزرگی در اينکاره بودن اين سه قوه وجود دارد.

در اين وانفسای زندگی حتی آدمهايی پيدا می شوند که در يک روز بارانی ناگهان پيدايشان می شود می گويند: ای مهرمند! تو از فلان رفيقت پول گرفته ای تا بر ضد ما مطلب بنويسی!

آن موقع است که آدم در انديشه ای بس ژرفناک فرو می رود و با خود می گويد عجب آدم اينکاره ای است که از اين جزييات خبر دارد و ما نداريم. پس هنوز آدمهای پيدا می شوند که از ما اينکاره تر اند و زده اند روی دست ما، شايد هم پشتش، هنوز معلوم نيست. يعنی علم ثابت نکرده که پشت و روی دست چه فرقی با هم دارد، بعضی ها که هنوز معتقدند گل پشت و رو ندارد. البته حقيقت اينجاست که نه تنها گل پشت و رو دارد، بلکه انسانها هم پشت و رو دارند. از اينجا بفهميد که اين آدمها زياد هم اينکاره نيستند و خيال می کنند خيلی حاليشان است. مثلآ همين مساله که می گويند رييس جمهور تازه عزيزمان خيلی بد تیپ است. يکی نمی گويد واقعآ تیپ رييس جمهور چه اهميت دارد گاه اگر می رويند قارچ های غربت؟ مهم اينکاره بودن اوست که آن هم به اميد خدا قرار است در آينده معلوم شود که او تا چه اندازه و در چه جهت اينکاره است.

ما آدمهای اينکاره خيلی پيچيده هستيم. طوری که طراحان انيميشن کمپانی ديزنی هم می گويند اينکاره ها از نرم افزارهای انيميشن و اين طور چيزها هم پيچيده تر اند. البته در بيشتر مواقع اين نرم افزارهای کامپيوتری، اينکارگی بيشتری از خود نشان می دهد تا ما انسانهای به ظاهر اينکاره و در باطن آنکاره.

راستی، آنکارا عجب شهر قشنگی است. اگر تا به حال نرفته ايد، برويد و از قبر آتاترک هم بازديد کنيد که آن مرحوم بسيار اينکاره بود. در ضمن فراموش نشود، کسانی که کتاب می خوانند خيلی اينکاره اند و شايد در نگاه اول چندان به نظر نيايد، ولی زمانی که ده دقيقه نشستيد روبه رويشان به درجه اينکارگيشان پی می بريد.

مای اينکاره کتابهای سعيد سيرجانی را قاچاق می خريم، لای روزنامه همشهری می پيچيم چرا که روزنامه همشهری تنها به درد پيچيدن و پيچاندن می خود، آنگاه مثل کودکی آن را در آغوش می گيريم و با قيافه کاملآ اينکاره می رويم در خيابان و با صدای بلند می گوييم: "پاسداران دربست"!

و اگر فکر کردی که پانصد تومان بيشتر به تو می دهم ‌اشتباه کردی ای راننده پيکان سفيد! من از تو اينکاره ترم، قيمت اتحاديه چند ماه است که تغيير نکرده. گوجه فرنگی و کاهو را نمی دانم، که اين سبزی فروش ها هم عجب اينکاره هايی هستند.

/ 18 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زمزمه های ذهن من

سلام.من کمتر اینکاره ام ولی شما خیلی خوب می نویسید و واقعن اینکاره اید و خوشحالم از پیدا کردن شما

بی نام و نشان

خانم مهرمند جواب اين سامان رهبر را بديد.ما که می دونيم شما سرتان درد می کنه براي اين دردسرها.واقعآ اين نوشته اينکاره ها فوق الاده بود و خيلی لذت برديم.شما خودتون آخر اينکاره ها هستين!

hesam motallebi

بسم الله الرحمن الرحيم سلام خدمت دوست عزیزتان نیک اهنگ کوثر هم عرض کردم به شما هم می گویم. اخرالزمانه...شماها بوجودش اوردین فکر نکمم نیازی به تشکر باشهولی من ازشما تشکر میکنم فقط امیدوارم حداقل از این دنیاتان لذت ببرین هر چند حدکثری وجود نداره

Mary Mehrmand

جناب حسام، من چندان متوجه پيام انديشمندانه شما نشدم! ولی ممنون برای اينکه زمان گذاشتيد و چند خطی نوشتيد. مرام ما از دشمنان هم تشکر می کند، بلانسبت!

واراند موسسيان

خانم مهرمند شما هنوز هم يک خط می نويسيد دنيا به هم مي ريزد،توجه کرده ايد؟!خیلی مواظب خودتان باشيد.بعضی وقتها دنيا خيلی ترسناک می شود!

Louris

ماری زيبای من،نوشته ات چنان ذهن مرا درگير خود کرد که هنوز نفهميدم چرا بعضی آدمها هنوز هم بر ضد تو می نويسند.اميد است که احوالت خوب باشد و خوب است که می بينم هنوز هم قلمت پايدار است و وجودت سرافرازتر از ديروز و ديروزها.با وجودتمام دردسرها که داری خوب می دانم که خوب می مانی و لحظه ها را خواهی نوشت.مسیح به تو پاداشی نیک خواهد داد. روحت جاودان و مسيح روشنايی بخش راحت.

ardalan

خانم مهرمند ما به فکر درست کردن مملکت بوديم شما خبر نداشتيد.اون موقع که شما در جزاير هاوايی خوش گذرانی می کرديد ما اينجا برای سرنوشت کشورمون رای می داديم.به دوستتون اقای کوثر هم که صد تای شما خر تره هم گفتم که معين خيلی کارا نمی تونست بکنه برای همين هم رای نياورد.فکر می کنيد فقط خودتان می فهميد که معين چه اشکالاتی داشت؟ما ترجيح داديم ميدون رو بديم دست کسی که ميليون بار از معين خر تر و الاغ تر بود.لاآقل معين مترسک خاتمی بود.احمدی نزاد هم عروسک خيمه شب بازی فاشيستهايی مثل يزدی است.اگه احمدی نزاد باعث شروع جنگ بشه من خودم اول شما نويسنده ها رو می کشم و اون کسايی که رای ندادن و ديگران رو تشويق می کنن به رای ندادن.والسلام

bandeye khoda

استاد نظرتون راجع به واکنش های اخير هودر و کوثر چيست؟شما کدام طرف را تاييد می کنيد و کدام طرف را تکذيب؟

Amir

البته ديزنی و پیکسار اگر از 3dMax استفاده ميکردند به درد لاي جرز هم نميخوردند و اينکاره نبودند...

Mary Mehrmand

جناب اردلان، احمدی "نزاد"؟! چرا بزاد؟! چجوری بزاد؟!